روضه رضوان

همیشه در پناه اهل بیت باشید

همیشه در پناه اهل بیت باشید

روضه رضوان همیشه در پناه اهل بیت باشید
[http://www.aparat.com/v/Ekye0]


سلام وقت بخیر:

بعضی ها دروغی را می گویند که خودشان هم آن را باور ندارند. اگر کسی هم بخواهد کلید دروغ که در روایات آمده را بیان کند از کار بر کنار می شود.

دروغ یکی از چیزهای است که انسان فطرتا از آن بدش می آید و این ربطی به دینداری و عدم دینداری ندارد. البته تمام انبیاء الهی دروغ را تحریم كردند(1). چرا که دروغ گفتن مخالف فطرت  است. حتی كودك در مراحل اول دروغ را به صورت راست نقل می‌كند:  (مثلا می‌آید دم رو می گوید: مادرم گفت: كه بگو: نیستم).

دروغگو هم دست و پا می‌زند كه سخنش راست جلوه كند. با دروغ همه جنایات توجیه می‌شود تا جائی كه یوسف (علیه السلام) به زندان و امام حسین (علیه السلام) خارجی معرفی می كنند و شهید می‌شود.  با دروغ نا اهل‌ها اهل و بر مردم حاكم و سبب هزاران جنایت می‌شوند.

امام حسن عسكری(علیه السلام) می فرماید: «جعلت الخبائث كلها فی بیت و جعل مفتاحها الكذب»(2). یعنی اگر تمام بدیها در یک جا جمع شود کلید آن دروغ است.

دروغ در روایات خطرناك تر از زنا شمرده شده است.  با دروغ بود که شیطان سبب خروج آدم از بهشت شد. اگر حضرت علی (علیه السلام) یك قول دروغ در شورای 6 نفری که توسط خلیفه دوم برگزار شد می‌داد 12 سال حكومتش جلو می افتاد.

شخصی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفت : معتاد به آلودگی ها هستم ، چه كنم؟ فرمود : «پیمان ببند كه دروغ نگویی». بعد دید همه كارهای دیگر او در بردارنده دروغ است ، به خاطر پیمان با پیامبر (صلی الله علیه وآله) دروغ را ترك و همه كارهایش اصلاح شد.

 موفق باشید.

1- كافی ، ج2 ، ص104.

2- جامع الأخبار ، ص148 .

 




طبقه بندی: اخلاق،  مذهبی، 

تاریخ : سه شنبه 5 بهمن 1395 | 12:56 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

مأمون قاتل امام هشتم (علیه‌السلام) به طرز عجیبی می‌میرد که من برای بار اول بود این را شنیدم و فکر کردم که برای شما دوستان هم این داستان را نقل کنم.

مأمون با یک لشکر صد هزار نفری به جنگ رومیان می‌رود و در راه برگشت به دشت با صفایی به نام «پرسوس» می‌رسد و از این دشت باصفا خیلى خوشش آمد، دستور داد که سپاهیان همین جا اطراق کنند. چشمه بسیار بزرگى آنجا بود و آب بسیار سردى از زمین مى‏جوشید. این چشمه به قدرى باصفا بود كه آن ریگ‌های زیر کاملاً پیدا بود. دستور داد تخت و خرگاهش را همان‏جا زدند. نشسته بود و غرق در خیالات و افكار خودش بود. در این بین، در همان جلوى چشمه كه استخر مانندى بود ناگهان یك ماهى سفید بسیار زیبایى پیدا شد. مأمون هوس كرد همین ماهى را بگیرند و كباب كنند. گفت: غوّاص بیاید این را بگیرد. فوراً مردى آمد و خودش را در آب انداخت و این ماهى را در همان داخل آب گرفت (غوّاص خیلى ماهرى بود) و به دست مأمون داد. چون حیوان هنوز زنده بود یك تكانى به خودش داد و دوباره پرید در آب. آبى به بدن مأمون پاشید. دو مرتبه غوّاص پرید كه ماهى را گرفت. ولى بعد از آنكه همین آب از بدن این ماهى به بدن مأمون پاشید یك حالت رعشه‏اى در او پیدا شد یعنى احساس لرز كرد. ماهى را گرفتند و بعد دستور داد كباب كردند. مأمون احساس كرد كه حالش خوش نیست و حالت سرمایی در بدنش احساس کرد و كم‏كم تب كرد. طبیب آوردند و بسترى شد.

دم به دم بر تبش افزوده مى‏شد. هر چه رویش لحاف و چیزهاى گرم‏كننده مى‏انداختند، مى‏گفت: بیشتر مرا بپوشانید سرمایم مى‏شود. هر چه مى‏انداختند دیگر فایده نمى‏كرد.

 «بُختیشوع» و «ابن ماسویه» دو طبیب درجه اول بودند كه همراهش بودند، آمدند و او را کاملاً معاینه كردند. چیزى تشخیص ندادند و نتوانستند بفهمند. بعد از مدت‌ها یك عرق خاصى و یك رطوبت لزج و چسبنده‏اى از بدنش بیرون آمد؛ یك‏ حالت عجیبى كه باز آن‌ها نفهمیدند چیست. آن ماهى كه اساساً خورده نشد. یك یا دو شبانه روز به همین حال بود. این‌ها هرچه كوشش كردند كه این بیمارى را تشخیص بدهند نتوانستند. معالجاتى كردند ولى مؤثّر واقع نشد. دیگر كم‏كم خود مأمون هم احساس كرد قضیه خطرى است. بالاخره معالجات مؤثر نشد. شب شد. مأمون گفت كه این تخت مرا بگیرید و ببرید بالاى آن تپه روى بلندى. از بالاى آن بلندى به تمام لشكرگاه مشرف بود. شب بود و هر گروهى در یك جا جمع شده و آتشى روشن كرده بودند. آن‌ها هم بى‏خبر كه الآن به سر مأمون بدبخت چه آمده است. مأمون نگاه كرد دید تمام این دشت، چند فرسخ در چند فرسخ، همین‏طور آتش و چراغ روشن است؛ دید این دشت را سپاهیان مأمون پر كرده‏اند. حالا یك چنین لشكرى و یك چنین قدرتى دارد و این‌چنین در مقابل یك بیمارى كه ریشه‏اش معلوم نیست عاجز و ناتوان است. مى‏گویند: در همان حال سرش را به آسمان بلند كرد و گفت: «یَا مَنْ یَبْقى‏ مُلْكُهُ ارْحَمْ مَنْ لا یَبْقى‏ مُلْكُهُ» اى كسى كه مُلكش باقى است رحمى بكن به این بدبختى كه مُلكش فانى است. ولى این حالتش مثل حالت فرعون در دم آخر است (الْانَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ) که دیگر فایده ای ندارد(1)(2).

موفق باشید.

1- یونس: 91.

2- مجموع آثار شهید مطهری ج 27 ص 537.



تاریخ : چهارشنبه 30 خرداد 1397 | 11:04 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

شیخ بهایی از علمای بزرگ شیعه بود که در دوران صفویه زندگی می‌کرد. یکی از خصوصیات شیخ بهایی این بود که او علم قرائت افکار داشت و فکر هر کسی را که در ذهنش بود می‌خواند.

شیخ بهایی پیش خدمتی داشت که به شیخ حسن معروف بود. روزی شیخ بهایی مقداری کشک به او داد تا آن را بسابد و برای ناهار حاضر کند. او مشغول کشک سابیدن بود و چون کشک ساییدن یک آهنگ مخصوصی داشت خیالش شروع کرد به پرواز کردن زمین را به آسمان می‌زد و آسمان را به زمین. او پیش خودش در همان عالم خیال یک آینده سعادت بخشی را برای خودش تمثیل می‌کرد به این صورت که شیخ بهایی بالاخره از کارش معزول می‌شود و من ترقی می‌کنم و جای او را می‌گیرم وقتی من جای او را گرفتم و در پیش شاه عباس که مسند شیخ الاسلامی و بالاتر از همه نشسته است شیخ بهایی استادش از در وارد می‌شود حالا چکار کند؟

مسند او را به او بدهد چرا که او شیخ الاسلام قبل بوده است آن وقت خودش منصبی ندارد آیا او را پایین دست بنشاند و این درست نیست. در همین فکر بود که شیخ بهایی گفت شیخ حسن کشکت را بساب. تا گفت کشکت را بساب به خودش آمد.

در رابطه با تعامل و همکاری با آمریکا هم بعضی فکر و خیالاتی داشتند که فکر می‌کرد با رابطه برقرار کردن با آمریکا وضع مردم بهتر می‌شود ولی این خیالات و توهماتی بیش نیست و باید بگویم شیخ حسن کشکت را بساب و به فکر این خیالات و توهمات نباش.

موفق باشید.

1- مجموع آثار شهید مطهری ج 27 ص 602.



تاریخ : سه شنبه 29 خرداد 1397 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

جن و شیطان دو موجود نامرئی هستند که مطابق آنچه در قرآن آمده حقیقت دارد (1).

این دو موجود نامرئی با سرعتی ما فوق سرعت نور می‌تواند از نقطه‌ای از عالم به نقطه دیگر بروند. از آیات قرآن استفاده می‌شود که شیاطین می‌خواهند به عالم آسمان‌ها نزدیک شوند و از اخبار آنجا آگاه شوند ولی خداوند متعال به وسیله شهاب‌ها که ما نمی‌دانیم چیست مانعی قرار داده است که این موجودات هم قادر نیستند خودشان را به آنجا نزدیک کنند و فقط روح بشر و ارواح انبیاء هستند که می‌توانند به عالم آسمان‌ها وارد شوند.

عده‌ای از مردم خیال می‌کنند که جن‌ها وارد زندگی و منزل آن‌ها شده و موجب اذیت و آزار می‌شوند.

این در حالی است که بر خلاف پندار برخی از عوام کاری به انسان‌ها ندارند و همه این افکار زائده خیالات است و اگر کسی مبتلا به این اوهام است لازم است اولاً هرگز به آن فکر نکند و ثانیاً در هر روز پنج مرتبه آیت الکرسی را بخواند تا آرامش بیشتری پیدا کند (2).

موفق باشید.

1- از جمله آیاتی که به وجود جن اشاره شده است آیات سوره اسراء آیه 88؛ سوره کهف آیه 50؛ سوره الرحمن آیه 39 اشاره کرد.

2- آیه الکرسی آیه 255 سوره بقره است ولی بهتر است دو آیه بعد را نیز بخواند.




طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : شنبه 26 خرداد 1397 | 05:07 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

توسل کردن به قطب عالم امکان حضرت «بقیةالله الاعظم» توفیق آور است. اگر می‌خواهیم در این دنیایی زودگذر دچار حیرت و سرگردانی نشویم و به‌قول‌معروف مانند اسب عصاری که همیشه سرگردان است نباشیم باید جان و روح خود را به دست امام زمان بدهی تا از سرگردانی خارج شویم.

در زمان قدیم مردم برای گرفتن روغن به دکان عصاری می‌رفتند و در آنجا اسبی بود که دور دستگاه عصاری می‌چرخید. البته چشم‌های او را می‌بستند. این حیوان خیال می‌کرد که چقدر راه‌رفته است ولی وقتی چشم‌های او را باز می‌کردند می‌دید سر جای اول است و در سرگردانی به سر می‌برد.

ولی فرق ما و اسب دکان عصاری این است که:

1- او جلوی چشمش بسته بود و دور خودش می‌چرخید ولی ما جلوی چشممان باز است و دور خودمان می‌چرخیم.

2- او یونجه می‌خورد و دور خود می‌چرخد ما کباب می‌خوریم و نان گندم و دور خودمان می‌چرخیم.

3- او عقل ندارد و دور خودش می‌چرخد؛ ولی ما عقل داریم و دور خودمان می‌چرخیم.

4- او راهش بسته بود و اختیار نداشت که دور خودش می‌چرخید ما اختیارداریم و دور خودمان می‌چرخیم.

موفق باشید.




طبقه بندی: اخلاق،  مذهبی، 

تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

کم‌کم به پایان سال نزدیک می‌شویم و همه ما منتظر سال جدید هستیم. همان‌طور که می‌دانید هرسال به نام یک حیوان نام‌گذاری می‌شود و سال جدید هم‌سال سگ است.

بعضی از افراد فکر می‌کنند اسلام و دین با سگ مخالف است و از روی عناد سخن می‌گوید درحالی‌که درواقع احکام اسلامی به دلیل این‌که دستور خداوند است و سخنان خداوند هم از روی حکمت است و خداوند حرف لغو و بیهوده نمی‌زند.

پس باید بدانیم که اگر خداوند وجود سگ را نجس می‌داند و از انسان‌ها می‌خواهد از آن دوری کند و فقط از وجود سگ در جای خودش مانند نگهداری از گله گوسفند و محافظت از اماکن و ... استفاده شود به خاطر دلایلی است که آن دلایل نفعش به خود انسان می‌رسد در اینجا به نکته از مضرات همراهی و نگهداری سگ در منزل اشاره می‌کنم:

1- سگ‌ها نصف عمر خود را صرف بو کردن می‌کنند و برای بو کردن پوزه خود را به زباله‌ها و مناطق غیربهداشتی می‌کشند و درنتیجه مجموعه‌ای از کشنده‌ترین ویروس‌ها و باکتری‌ها روی پوزه و بدن سگ وجود دارد که با هیچ واکسنی هم از بین نمی‌رود.

2- سگ‌ها محبت خود را با لیس زدن نشان می‌دهند چه کسی بخواهد و چه نخواهد و همین سبب انتقال انواع بیماری‌ها از قبیل هاری، سالک، کیست هیداتیک، بیماری‌های انگلی و ... است.

3- باکتری‌های موجود در بزاق سگ باعث ایجاد عفونت‌های خونی و پوستی می‌شود.

موفق باشید.




طبقه بندی: اخلاق،  مذهبی، 

تاریخ : چهارشنبه 2 اسفند 1396 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

روزی معاویه از سعد ابن ابی وقاص (پدر عمر سعد لعنه‌الله‌علیه) خواست که به پسر ابی‌طالب علی (علیه‌السلام) ناسزا بگوید؛ اما سعد ابن ابی وقاص امتناع کرد معاویه علت را از او پرسید. سعد در جواب گفت: من به سه علت فرزند ابوطالب را سب نمی‌کنم:

1- سب نمی‌کنم او را چراکه وقتی وحی بر پیامبر نازل شد و پیامبر دست علی و دو فرزندش و فاطمه را گرفت و آن‌ها را زیر کساء و لباس خود برد و سپس فرمود: «پروردگارا! همانا اینان اهل‌بیت من هستند».

2- سب نمی‌کنم او را برای آن زمانی که پیامبر در غزوه تبوک حضرت علی را در مدینه گذاشت و سپس حضرت علی عرض کرد آیا مرا با کودکان وزنان باقی می‌گذاری؟ حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: آیا راضی نمی‌شوی که تو نسبت به من به‌منزله هارون از موسی باشی به جزء این‌که پیامبری بعد از من نیست.

3- سب نمی‌کنم او را به خاطر این‌که هر زمان که روز خیبر را یادآورم که حضرت رسول فرمود: هر آیینه این پرچم را به مردی خواهم داد که خدا و رسول خدا را دوست می‌دارد و فتح و پیروزی به دست اوست و من دیدم پیامبر پرچم را به علی داد (1).

موفق باشید.

1- المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 108؛ صحیح مسلم ج 7 ص 120؛ سنن ترمذی ج 5 ص 301.




طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1396 | 10:12 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

نماز بالاترین درجه اطاعت و عبادت خداوند است و کسی که عاشق حق‌تعالی است یقیناً عاشق نماز است. نماز جلوه عشق به خداوند است.

برای اینکه انسان در نماز تمام توجهش به خدا باشد و از تعلقات دنیایی دست بردارد در هنگام اقامه نماز باید محیط و محل نماز را طوری انتخاب کند که حواس او به امور دیگری منعطف نشود. به همین خاطر یکی از دستورات اسلامی درباره نماز این است که نمازخواندن در روبروی عکس یا آتش و ... مكروه است(1)؟ سوال: عکس و چراغ یا آتش جلو من باشد یا نباشد چه تأثیرى در نماز من دارد؟

علمای اسلامی می گویند: براى اینكه وقتى چراغ یا آتش جلویت است عمل تو اندكى شباهت پیدا مى كند به عمل كسى كه دارد آتش را تقدیس و عبادت می‌کند. با اینکه تو اصلاً در خیالت هم تقدیس آتش خطور نمی ‏كند با این‌حال باز مكروه است و بهتر است نباشد. یا اگر انسانى در روبروی تو و در جای که تو نماز می‌خوانی نشسته است مكروه است كه آنجا نماز بخوانى. اگر عكسى مقابل روى تو هست، روى آن را بپوشان. چراکه این موارد حریم خدا را می‌شکند. توحید یك مقدار حریم دارد. وقتی‌که حریم توحید شكسته شود کم‌کم مردم ندانسته وارد خود شرك می ‏شوند. به‌تدریج به آن شى‏ء اصالت می دهند. وقتى مدتى گذشت و عكسى در قبله بود، می ‏گویند حالا كه عكسى اینجا هست چه‌بهتر كه عكس پیغمبر جلو نمازمان باشد، نمازمان بهتر می ‏شود، یا عكس على(علیه السلام) جلو نمازمان باشد. کم‌کم معتقد می ‏شوند كه‏ عكس على را از جلو نماز نباید برداشت. به‌تدریج دیگر خدا فراموش می گردد و فقط على می ‏شود و این عمل به شرك منتهی می‌شود(2).

التماس دعا.

1- رساله مراجع تلقید، مکروهات مکان نمازگذار.

2- مجموعه آثار شهید مطهری ج 15 ص 945.




طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396 | 10:40 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات
سلام وقت بخیر:

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (سلام‌الله علیها):

نواصب به کسانی می‌گویند که به اهل‌بیت پاک پیامبر دشنام و ناسزا می‌گویند و ازنظر حکم اسلامی کسی که از روی علم و اعتقاد این عمل را انجام دهد کشتنش بر هر مسلمانی واجب است. در تاریخ نقل است که منتصر عباسى پدرش متوكّل را كشت. متوكل عباسی مرد بسیار خبیث و ناپاكى بود؛ او در محافل انس و سرگرمی و خوش گذرانیش امیرالمؤمنین على (علیه‌السلام) را به مسخره می ‏گرفت، دلقک‌هایش خود را به قیافه آن حضرت می ‏ساخت و مسخرگى می ‏كردند و در اشعار خویش به حضرت علی اهانت می ‏كرد.

روزی در مجلسی که فرزندش منتصر هم در آنجا حاضر بود متوکل به حضرت فاطمه‏ (سلام اللّه علیها) دشنام می دهد؛ منتصر از عالمی حکم توهین به فرزند رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله) را پرسید كه این عمل چه مجازاتی دارد؟ وى در پاسخ گفت قتلش واجب است ولى بدان كه هر كس پدرش را بكشد عمرش كوتاه خواهد شد. منتصر گفت من باكى ندارم كه در اطاعت خدا عمر من كوتاه گردد. پدرش را كشت و بعد از کشتن پدرش هفت ماه بیشتر زنده نماند (1).

التماس دعا.

1- بحارالانوار چاپ آخوندى ج 10 ص 296.

 



طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1396 | 09:34 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

آیا می‌دانید اولین باری که از لفظ ستون پنجم استفاده شد در جنگ جهانی اول بود؟! زمانی که یکی از ارتش‌ها چهارستون علنی داشت و با اسلحه و مهمات به دشمن حمله می‌کردند، ولی این ارتش گروهی را نیز قبلاً به داخل ارتش مخالف فرستاده بودند که آن‌ها را طوری اغفال و فریب می‌دادند و طوری عمل می‌کردند که به نفع ارتش مقابل (خودی‌ها) باشد نام این گروه ازآن‌پس ستون پنجم معروف شد (1).

قرآن کریم همیشه خطر ستون پنجم که جامعه مسلمانان را تهدید می‌کند را یادآور می‌شود و به نظر قرآن ستون پنجم کسانی هستند که می‌گویند: ﴿ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِینَ(2) «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم» درحالی‌که ایمان ندارند.

و این منافقین در هر لباسی می‌توانند به‌عنوان ستون پنجم داخل شوند چه در لباس یک روحانی و شخصیت دینی و چه در لباس یک وزیر و چه در لباس یک دیپلمات که در همین قضیه برجام بر همگان روشن شد که چند جاسوس در میان این گروه وجود داشته است و یا در همین اغتشاشات اخیر که یکی از اساتید دانشگاه امام صادق از همین ستون پنجمی‌ها دشمن بوده است؛ و باکمی دقت و زیرکی می‌توان بر کید دشمن پیروز شد.

موفق باشید.

1- مجموعه آثار شهید مطهری: ج 26، ص 138.

2- بقره: 8.




طبقه بندی: سیاسی،  مذهبی، 

تاریخ : شنبه 21 بهمن 1396 | 07:34 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک باد.

شاید عده‌ای از جوانان و نوجوانان و افرادی که سال‌های قبل از پیروزی انقلاب را درک نکرده باشند با گوش دادن یا خواندن مطالب فریبنده که دشمنان در فضاهای مجازی و یا ماهواره‌ای بیان می‌کنند و ارتباط داشتن با آمریکا و غرب را سبب پیشرفت و آبادانی و رفاه قلمداد می‌کنند دچار تحریک عواطف و احساسات شوند و خواستار ارتباط با آمریکا و دیگر کشوره های استعمار گز شوند.

در برابر این افراد باید تاریخ را مرور کنیم و به آن‌ها یا د آور شویم که همین ایران 50 سال در زمان پهلوی زیر سلطه آمریکا بود آیا پیشرفت و آبادانی در آن 50 سال که مدت کمی هم نبود چه میزان بود آیا بازمان حاضر قابل‌مقایسه است.

کشورهای استعماری هر جا که می‌رفتند نمی‌گفتند که ما آمده‌ایم سرزمین شمارا بچاپیم و منابع زیرزمینی شمارا ببریم بلکه می‌گفتند ما آمده‌ایم سرزمین شمارا آباد سازیم و به‌ظاهر چند کاری انجام می‌دادند مثلاً یکی دو تا جاده می‌کشیدند و یا راه‌آهن تأسیس می‌کردند که البته این کار را هم برای راحتی کار خودشان می‌کردند تا بتوانند راحت‌تر و سریع‌تر منافع زیرزمینی ما را غارت کنند. پس شاید به‌ظاهر چند خدمت انجام می‌دادند ولی هزار برابر آنچه برای مردم کارمی کردند از منافع آنان می‌بردند و شاید بهترین راه دانستن بی‌فایده بودن ارتباط با بیگانگان و استعمار گران برای نسل حاضر مطالعه کتاب‌های باشد که خود درباریان و نزدیکان شاه پهلوی در خاطراتشان آن‌ها را یادآور شده‌اند. (1)

موفق باشید.

1- کتاب آشنایی با قرآن شهید مطهری: ج 2، ص 67.




طبقه بندی: سیاسی، 

تاریخ : جمعه 20 بهمن 1396 | 09:24 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

وقتی از علمای اهل سنت می‌پرسیم چرا بعد از رحلت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بعضی از صحابه جنازه آن حضرت را رها کرده و در سقیفه ی بنی ساعده گرد هم آمدند و درباره‌ی جانشینی پیامبر به گفتگو پرداختند؟! می‌گویند:

فلسفه و دلیل این کار اهتمام صحابه به مسئله امامت بود ازنظر صحابه روا نبود که جامعه اسلامی حتی برای مدت کوتاهی نسبت به این امر خطیر اهمال بورزند. حال سؤال ما از اهل سنت این است که هرگاه اهمیت جانشینی تا این حد است و صحابه پیامبر نسبت به آن احساس نگرانی می‌کنند آیا سزاوار نبود که پیامبر که دلسوزترین و داناترین افراد به سرنوشت مسلمانان بود چنین احساس نگرانی داشته باشد؟! و پیشاپیش در مورد این مسئله بسیار مهم تدابیری مناسب اتخاذ کند تا از تصمیم‌گیری شتاب‌زده مسلمانان دراین‌باره جلوگیری کند، تصمیمی که از طرف برخی از رجال برجسته سقیفه به‌عنوان کاری حساب‌نشده معرفی‌شده است (۱)(۲).

موفق باشید.

۱- الملل و النحل، شهرستانی ج ۱ ص ۲۴.

۲- امامت در بینش اسلامی، ربانی گلپایگانی ص ۳۱۰.




طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1396 | 08:21 ب.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

شاید اولین کسی که نام تهاجم فرهنگی و به تعبیر دیگر شبیخون فرهنگی را بر زبان جاری کرد کسی غیر از مقام معظم رهبری نبود. همان کسی که با دلسوزی بارها و بارها خطر حمله و یورش دشمن را به کشور عزیزمان ایران داده بود البته نه حمله و یورش نظامی بلکه حمله و یورش فرهنگی که هزاران بار از یورش نظامی خطرناک‌تر است چراکه در یورش نظامی انسان دشمن خود را می‌بیند و در مقابل او به‌راحتی می‌ایستد و برای مبارزه با او آماده می‌شود ولی در حمله فرهنگی کسی دشمن را نمی‌بیند بلکه دشمن به‌صورت نامحسوس وارد یک مملکت شده و از ریشه به نابودی یک مملکت می‌پردازد.

تاریخ نشان داده كه هرگاه قدرت‌های استبدادی می خواهند جامعه‏اى را تحت سلطه خود قرار دهند و آن را استثمار كنند، تلاش می ‏كنند تا روح جامعه را فاسد كنند و براى این منظور تسهیلات شهوت‌رانی را براى مردم زیاد می ‏كنند و آن‌ها را به شهوت‌رانی ترغیب می ‏كنند. نمونه عبرت ‏انگیزى از این شیوه كثیف، فاجعه‏ اى بود كه در اسپانیا و براى مسلمانان اتفاق افتاد.

مسیحیان براى خارج كردن اسپانیا از چنگ مسلمانان، از راه فاسد كردن روحیه و اخلاق جوانان مسلمان وارد عمل شدند. تا آنجا كه توانستند وسایل لهو و لعب و شهوت‌رانی را به سهولت در اختیار مسلمانان قراردادند و در این كار تا آنجا پیش رفتند كه حتى سرداران و مقامات دولتى را نیز فریفتند و آنان را آلوده ساختند و به‌این‌ترتیب توانستند عزم و اراده و نیرو و شجاعت و ایمان و پاكى روح مسلمین را از میان بردارند و آن‌ها را به آدم‌هایی زبون و ضعیف و شهوت‌ران و شراب‌خواره و زن‌باره مبدل كنند؛ و پرواضح است كه غلبه و پیروزى بر چنین مردمى كار دشوارى نیست.

در زمان ما نیز استعمار هر جا كه پا می ‏گذارد، تكیه روى همان موضوعى می كند كه قرآن درباره ‏اش هشدار داده است؛ یعنى می ‏كوشد تا دل‌ها را فاسد كند. دل كه فاسد شد، دیگر نه‌تنها از عقل كارى نمی ‏آید، بلكه خود تبدیل به زنجیر بزرگ‌تری بر دست و پاى انسان می ‏شود. دشمنان از این حقیقت به‌خوبی آگاه‌اند كه قلب و روح مریض و بیمار هیچ كارى نمی ‏تواند صورت دهد و به هر پستى و بهره‏ كشى و استثمار تن می ‏دهد (۱).

موفق باشید.

۱- مجموعه آثار شهید مطهری: جلد ۲۶ ص ۷۵.





طبقه بندی: سیاسی،  اخلاق،  مذهبی، 

تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1396 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

یکی از صفاتی که خداوند متعال خیلی دوست دارد صفت انفاق و بخشش به دیگران است تا جایی که در ابتدای ترین آیات قرآن یعنی اولین آیات از سوره بقره می‌فرماید:

(ومما رزققناهم ینفقون)(۱) «ازآنچه که روزی آن‌ها نموده‌ایم انفاق می‌کنند». 

ممکن است بعضی گمان کنند الآن که کمیته امداد و سازمان بهزیستی وجود دارد و کسانی را که احتیاج به کمک داشته باشند را کمک و یاری می‌کنند و دیگر نیازی نیست که انفاق‌های فردی صورت بگیرد. ولی این حرف و سخن و فکر کاملاً غلط است چراکه هدف از انفاق ساخته‌شدن خود انسان است یعنی این‌که انسان چیزی داشته باشد و از خود جدا کند و با این عمل مظهر رحمانیت پروردگار بشود. این کار نقش بزرگی در ساختن انسان دارد چراکه انسان در سایه گذشته‌ها، بخشش‌ها و ایثارها روحش روح انسانی می‌شود؛ و برای همین است که اسلام فقر و تهیدستی را اجازه نمی‌دهد و اسلام این را نمی‌پسندد که کسی بگوید من شخص قانعی هستم و به بادامی می‌سازم و نمی‌خواهم چیزی داشته باشم

شخصی که می‌تواند مال و ثروت داشته باشد بایستی تلاش کند و به دست بیاورد و با انفاق کردن مقداری از مال خود و جدا کردن آن مال از خود سبب رشد و پاکیزگی جان و روح خود بشود.(۲)

موفق باشید.

۱- بقره: ۳.

۲- مجموعه آثار شهید مطهری جلد ۲۶ ص ۱۲۶. 




طبقه بندی: اخلاق،  مذهبی، 

تاریخ : شنبه 14 بهمن 1396 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

این روزها تمام سخنها به انقلاب ختم می شود. سالگرد پیروزی انقلاب و همچنین رفتار زنان بی عفت و مردان بی غیرت خیابان انقلاب.

یکی از بهترین و باارزش‌ترین صفات انسانی غیرت است. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی فرمودند: «اِنَّ اللّه غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیور»(۱)، «خداوند متعال غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد». غیرت یعنی انسان نسبت به محترمات و حریمها و چیزهایی که مورد علاقهاش هست حساس باشد؛ نسبت به ناموسش بیتفاوت نباشد و اگر کسی خواست به حریم او تعرض کند، احساس مسئولیت کند و واکنش نشان بدهد. نسبت به میهنش بی‌تفاوت نباشد و این روزها روزهای خوبی است که انسان به فکر فرورود و ببیند چه جوانها‌ی زیبا و قشنگی که درراه پیروزی انقلاب در همین خیابان انقلاب به شهادت رسیدند که کشور و ناموس این مردم در امنیت و آسایش باشد و دست اجانب و خارجی‌ها را از این مملکت کوتاه شود اما عده‌ای هنجارشکن مزدور دشمنان شده و هر چه آن‌ها برای ما می‌نویسند و دیکته می‌کنند این عده معدود اجرا می‌کنند؛ اما درباره این افراد باید گفت:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست      عرض خود میبری و زحمت ما میداری (۲)

۱- الکافی طبع الاسلامیه ج ۵ ص ۵۳۵ باب الغیره.

۲- حافظ غزل: ۴۴۹.

موفق باشید.




طبقه بندی: اخلاق، 

تاریخ : جمعه 13 بهمن 1396 | 08:35 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات

سلام وقت بخیر:

وقتی از اهل سنت سوال می کنیم که چرا ابوبکر جانشین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شد می گویند: مسئله انتخاب ابوبکر از روی نصوص بوده و آن نص بحث صلات ابوبکر بوده که وقتی پیامبر در بستر بیماری بودند و نتوانستند به مسجد بروند پیامبر ابوبکر را فرستاد که نماز بخواند و از آن نماز معنایش این است که او جانشین پیغمبر خواهد بود.

با توجه به این عقیده که برخی از اهل سنت معتقد بودند که خلافت ابوبکر منصوص بوده است همان‌طور این را شارح عقیده طحاویه یعنی ابن ابی العز حنفی در کتاب «شرح العقیده الطحاویه»(۱) این مطلب را نقل کرده که آن‌هایی که آمدند و بیعت کردند با ابوبکر نه از باب این‌که خود بیعت را طریق تعیین امام می‌دانستند شاید به خاطر همین نمازخواندن ابوبکر باشد.

در جواب این گونه افراد باید گفت که پیامبر در جنگ «تبوک» امیر المومنین علی (علیه السلام) را به جای خود فرمانده مدینه گذاشت؛ و این فرمانده یک شهر بودن که مهمتر است از چند روز امام جماعت بودن اگر اصل چنین مطلبی هم صحت داشته باشد.

موفق باشید.

۱- شرح العقیده الطحاویه: ص ۴۷۱- ۴۷۴.

 




طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1396 | 09:09 ق.ظ | نویسنده : علی اسماعیلی | نظرات
تعداد کل صفحات : 37 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.