روضه رضوان
همیشه در پناه اهل بیت باشید
درباره وبلاگ


سلام دوستان خوبم
به وبلاگ بنده خوش آمدید
بنده سعی می کنم هر روز با مطالب متنوع دینی در خدمتتان باشم.
اگر سوالی هم در زمینه مسایل دینی داشتید در خدمتم.
از نظراتتون هم استفاده میکنم
خواهشا اگر سوال دارید آدرس سایت یا وبلاگتون را هم بگذارید که بتونم جوابگو باشم
کپی برداری از مطالب هم جایز است
التماس دعا

مدیر وبلاگ : علی اسماعیلی
نویسندگان
سه شنبه 5 بهمن 1395 :: نویسنده : علی اسماعیلی
[http://www.aparat.com/v/Ekye0]


سلام وقت بخیر:

بعضی ها دروغی را می گویند که خودشان هم آن را باور ندارند. اگر کسی هم بخواهد کلید دروغ که در روایات آمده را بیان کند از کار بر کنار می شود.

دروغ یکی از چیزهای است که انسان فطرتا از آن بدش می آید و این ربطی به دینداری و عدم دینداری ندارد. البته تمام انبیاء الهی دروغ را تحریم كردند(1). چرا که دروغ گفتن مخالف فطرت  است. حتی كودك در مراحل اول دروغ را به صورت راست نقل می‌كند:  (مثلا می‌آید دم رو می گوید: مادرم گفت: كه بگو: نیستم).

دروغگو هم دست و پا می‌زند كه سخنش راست جلوه كند. با دروغ همه جنایات توجیه می‌شود تا جائی كه یوسف (علیه السلام) به زندان و امام حسین (علیه السلام) خارجی معرفی می كنند و شهید می‌شود.  با دروغ نا اهل‌ها اهل و بر مردم حاكم و سبب هزاران جنایت می‌شوند.

امام حسن عسكری(علیه السلام) می فرماید: «جعلت الخبائث كلها فی بیت و جعل مفتاحها الكذب»(2). یعنی اگر تمام بدیها در یک جا جمع شود کلید آن دروغ است.

دروغ در روایات خطرناك تر از زنا شمرده شده است.  با دروغ بود که شیطان سبب خروج آدم از بهشت شد. اگر حضرت علی (علیه السلام) یك قول دروغ در شورای 6 نفری که توسط خلیفه دوم برگزار شد می‌داد 12 سال حكومتش جلو می افتاد.

شخصی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفت : معتاد به آلودگی ها هستم ، چه كنم؟ فرمود : «پیمان ببند كه دروغ نگویی». بعد دید همه كارهای دیگر او در بردارنده دروغ است ، به خاطر پیمان با پیامبر (صلی الله علیه وآله) دروغ را ترك و همه كارهایش اصلاح شد.

 موفق باشید.

1- كافی ، ج2 ، ص104.

2- جامع الأخبار ، ص148 .

 





نوع مطلب : اخلاق، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

نماز بالاترین درجه اطاعت و عبادت خداوند است و کسی که عاشق حق‌تعالی است یقیناً عاشق نماز است. نماز جلوه عشق به خداوند است.

برای اینکه انسان در نماز تمام توجهش به خدا باشد و از تعلقات دنیایی دست بردارد در هنگام اقامه نماز باید محیط و محل نماز را طوری انتخاب کند که حواس او به امور دیگری منعطف نشود. به همین خاطر یکی از دستورات اسلامی درباره نماز این است که نمازخواندن در روبروی عکس یا آتش و ... مكروه است(1)؟ سوال: عکس و چراغ یا آتش جلو من باشد یا نباشد چه تأثیرى در نماز من دارد؟

علمای اسلامی می گویند: براى اینكه وقتى چراغ یا آتش جلویت است عمل تو اندكى شباهت پیدا مى كند به عمل كسى كه دارد آتش را تقدیس و عبادت می‌کند. با اینکه تو اصلاً در خیالت هم تقدیس آتش خطور نمی ‏كند با این‌حال باز مكروه است و بهتر است نباشد. یا اگر انسانى در روبروی تو و در جای که تو نماز می‌خوانی نشسته است مكروه است كه آنجا نماز بخوانى. اگر عكسى مقابل روى تو هست، روى آن را بپوشان. چراکه این موارد حریم خدا را می‌شکند. توحید یك مقدار حریم دارد. وقتی‌که حریم توحید شكسته شود کم‌کم مردم ندانسته وارد خود شرك می ‏شوند. به‌تدریج به آن شى‏ء اصالت می دهند. وقتى مدتى گذشت و عكسى در قبله بود، می ‏گویند حالا كه عكسى اینجا هست چه‌بهتر كه عكس پیغمبر جلو نمازمان باشد، نمازمان بهتر می ‏شود، یا عكس على(علیه السلام) جلو نمازمان باشد. کم‌کم معتقد می ‏شوند كه‏ عكس على را از جلو نماز نباید برداشت. به‌تدریج دیگر خدا فراموش می گردد و فقط على می ‏شود و این عمل به شرك منتهی می‌شود(2).

التماس دعا.

1- رساله مراجع تلقید، مکروهات مکان نمازگذار.

2- مجموعه آثار شهید مطهری ج 15 ص 945.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی
سلام وقت بخیر:

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (سلام‌الله علیها):

نواصب به کسانی می‌گویند که به اهل‌بیت پاک پیامبر دشنام و ناسزا می‌گویند و ازنظر حکم اسلامی کسی که از روی علم و اعتقاد این عمل را انجام دهد کشتنش بر هر مسلمانی واجب است. در تاریخ نقل است که منتصر عباسى پدرش متوكّل را كشت. متوكل عباسی مرد بسیار خبیث و ناپاكى بود؛ او در محافل انس و سرگرمی و خوش گذرانیش امیرالمؤمنین على (علیه‌السلام) را به مسخره می ‏گرفت، دلقک‌هایش خود را به قیافه آن حضرت می ‏ساخت و مسخرگى می ‏كردند و در اشعار خویش به حضرت علی اهانت می ‏كرد.

روزی در مجلسی که فرزندش منتصر هم در آنجا حاضر بود متوکل به حضرت فاطمه‏ (سلام اللّه علیها) دشنام می دهد؛ منتصر از عالمی حکم توهین به فرزند رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله) را پرسید كه این عمل چه مجازاتی دارد؟ وى در پاسخ گفت قتلش واجب است ولى بدان كه هر كس پدرش را بكشد عمرش كوتاه خواهد شد. منتصر گفت من باكى ندارم كه در اطاعت خدا عمر من كوتاه گردد. پدرش را كشت و بعد از کشتن پدرش هفت ماه بیشتر زنده نماند (1).

التماس دعا.

1- بحارالانوار چاپ آخوندى ج 10 ص 296.

 




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

آیا می‌دانید اولین باری که از لفظ ستون پنجم استفاده شد در جنگ جهانی اول بود؟! زمانی که یکی از ارتش‌ها چهارستون علنی داشت و با اسلحه و مهمات به دشمن حمله می‌کردند، ولی این ارتش گروهی را نیز قبلاً به داخل ارتش مخالف فرستاده بودند که آن‌ها را طوری اغفال و فریب می‌دادند و طوری عمل می‌کردند که به نفع ارتش مقابل (خودی‌ها) باشد نام این گروه ازآن‌پس ستون پنجم معروف شد (1).

قرآن کریم همیشه خطر ستون پنجم که جامعه مسلمانان را تهدید می‌کند را یادآور می‌شود و به نظر قرآن ستون پنجم کسانی هستند که می‌گویند: ﴿ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِینَ(2) «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم» درحالی‌که ایمان ندارند.

و این منافقین در هر لباسی می‌توانند به‌عنوان ستون پنجم داخل شوند چه در لباس یک روحانی و شخصیت دینی و چه در لباس یک وزیر و چه در لباس یک دیپلمات که در همین قضیه برجام بر همگان روشن شد که چند جاسوس در میان این گروه وجود داشته است و یا در همین اغتشاشات اخیر که یکی از اساتید دانشگاه امام صادق از همین ستون پنجمی‌ها دشمن بوده است؛ و باکمی دقت و زیرکی می‌توان بر کید دشمن پیروز شد.

موفق باشید.

1- مجموعه آثار شهید مطهری: ج 26، ص 138.

2- بقره: 8.





نوع مطلب : سیاسی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 20 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک باد.

شاید عده‌ای از جوانان و نوجوانان و افرادی که سال‌های قبل از پیروزی انقلاب را درک نکرده باشند با گوش دادن یا خواندن مطالب فریبنده که دشمنان در فضاهای مجازی و یا ماهواره‌ای بیان می‌کنند و ارتباط داشتن با آمریکا و غرب را سبب پیشرفت و آبادانی و رفاه قلمداد می‌کنند دچار تحریک عواطف و احساسات شوند و خواستار ارتباط با آمریکا و دیگر کشوره های استعمار گز شوند.

در برابر این افراد باید تاریخ را مرور کنیم و به آن‌ها یا د آور شویم که همین ایران 50 سال در زمان پهلوی زیر سلطه آمریکا بود آیا پیشرفت و آبادانی در آن 50 سال که مدت کمی هم نبود چه میزان بود آیا بازمان حاضر قابل‌مقایسه است.

کشورهای استعماری هر جا که می‌رفتند نمی‌گفتند که ما آمده‌ایم سرزمین شمارا بچاپیم و منابع زیرزمینی شمارا ببریم بلکه می‌گفتند ما آمده‌ایم سرزمین شمارا آباد سازیم و به‌ظاهر چند کاری انجام می‌دادند مثلاً یکی دو تا جاده می‌کشیدند و یا راه‌آهن تأسیس می‌کردند که البته این کار را هم برای راحتی کار خودشان می‌کردند تا بتوانند راحت‌تر و سریع‌تر منافع زیرزمینی ما را غارت کنند. پس شاید به‌ظاهر چند خدمت انجام می‌دادند ولی هزار برابر آنچه برای مردم کارمی کردند از منافع آنان می‌بردند و شاید بهترین راه دانستن بی‌فایده بودن ارتباط با بیگانگان و استعمار گران برای نسل حاضر مطالعه کتاب‌های باشد که خود درباریان و نزدیکان شاه پهلوی در خاطراتشان آن‌ها را یادآور شده‌اند. (1)

موفق باشید.

1- کتاب آشنایی با قرآن شهید مطهری: ج 2، ص 67.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

وقتی از علمای اهل سنت می‌پرسیم چرا بعد از رحلت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بعضی از صحابه جنازه آن حضرت را رها کرده و در سقیفه ی بنی ساعده گرد هم آمدند و درباره‌ی جانشینی پیامبر به گفتگو پرداختند؟! می‌گویند:

فلسفه و دلیل این کار اهتمام صحابه به مسئله امامت بود ازنظر صحابه روا نبود که جامعه اسلامی حتی برای مدت کوتاهی نسبت به این امر خطیر اهمال بورزند. حال سؤال ما از اهل سنت این است که هرگاه اهمیت جانشینی تا این حد است و صحابه پیامبر نسبت به آن احساس نگرانی می‌کنند آیا سزاوار نبود که پیامبر که دلسوزترین و داناترین افراد به سرنوشت مسلمانان بود چنین احساس نگرانی داشته باشد؟! و پیشاپیش در مورد این مسئله بسیار مهم تدابیری مناسب اتخاذ کند تا از تصمیم‌گیری شتاب‌زده مسلمانان دراین‌باره جلوگیری کند، تصمیمی که از طرف برخی از رجال برجسته سقیفه به‌عنوان کاری حساب‌نشده معرفی‌شده است (۱)(۲).

موفق باشید.

۱- الملل و النحل، شهرستانی ج ۱ ص ۲۴.

۲- امامت در بینش اسلامی، ربانی گلپایگانی ص ۳۱۰.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

شاید اولین کسی که نام تهاجم فرهنگی و به تعبیر دیگر شبیخون فرهنگی را بر زبان جاری کرد کسی غیر از مقام معظم رهبری نبود. همان کسی که با دلسوزی بارها و بارها خطر حمله و یورش دشمن را به کشور عزیزمان ایران داده بود البته نه حمله و یورش نظامی بلکه حمله و یورش فرهنگی که هزاران بار از یورش نظامی خطرناک‌تر است چراکه در یورش نظامی انسان دشمن خود را می‌بیند و در مقابل او به‌راحتی می‌ایستد و برای مبارزه با او آماده می‌شود ولی در حمله فرهنگی کسی دشمن را نمی‌بیند بلکه دشمن به‌صورت نامحسوس وارد یک مملکت شده و از ریشه به نابودی یک مملکت می‌پردازد.

تاریخ نشان داده كه هرگاه قدرت‌های استبدادی می خواهند جامعه‏اى را تحت سلطه خود قرار دهند و آن را استثمار كنند، تلاش می ‏كنند تا روح جامعه را فاسد كنند و براى این منظور تسهیلات شهوت‌رانی را براى مردم زیاد می ‏كنند و آن‌ها را به شهوت‌رانی ترغیب می ‏كنند. نمونه عبرت ‏انگیزى از این شیوه كثیف، فاجعه‏ اى بود كه در اسپانیا و براى مسلمانان اتفاق افتاد.

مسیحیان براى خارج كردن اسپانیا از چنگ مسلمانان، از راه فاسد كردن روحیه و اخلاق جوانان مسلمان وارد عمل شدند. تا آنجا كه توانستند وسایل لهو و لعب و شهوت‌رانی را به سهولت در اختیار مسلمانان قراردادند و در این كار تا آنجا پیش رفتند كه حتى سرداران و مقامات دولتى را نیز فریفتند و آنان را آلوده ساختند و به‌این‌ترتیب توانستند عزم و اراده و نیرو و شجاعت و ایمان و پاكى روح مسلمین را از میان بردارند و آن‌ها را به آدم‌هایی زبون و ضعیف و شهوت‌ران و شراب‌خواره و زن‌باره مبدل كنند؛ و پرواضح است كه غلبه و پیروزى بر چنین مردمى كار دشوارى نیست.

در زمان ما نیز استعمار هر جا كه پا می ‏گذارد، تكیه روى همان موضوعى می كند كه قرآن درباره ‏اش هشدار داده است؛ یعنى می ‏كوشد تا دل‌ها را فاسد كند. دل كه فاسد شد، دیگر نه‌تنها از عقل كارى نمی ‏آید، بلكه خود تبدیل به زنجیر بزرگ‌تری بر دست و پاى انسان می ‏شود. دشمنان از این حقیقت به‌خوبی آگاه‌اند كه قلب و روح مریض و بیمار هیچ كارى نمی ‏تواند صورت دهد و به هر پستى و بهره‏ كشى و استثمار تن می ‏دهد (۱).

موفق باشید.

۱- مجموعه آثار شهید مطهری: جلد ۲۶ ص ۷۵.






نوع مطلب : سیاسی، اخلاق، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

یکی از صفاتی که خداوند متعال خیلی دوست دارد صفت انفاق و بخشش به دیگران است تا جایی که در ابتدای ترین آیات قرآن یعنی اولین آیات از سوره بقره می‌فرماید:

(ومما رزققناهم ینفقون)(۱) «ازآنچه که روزی آن‌ها نموده‌ایم انفاق می‌کنند». 

ممکن است بعضی گمان کنند الآن که کمیته امداد و سازمان بهزیستی وجود دارد و کسانی را که احتیاج به کمک داشته باشند را کمک و یاری می‌کنند و دیگر نیازی نیست که انفاق‌های فردی صورت بگیرد. ولی این حرف و سخن و فکر کاملاً غلط است چراکه هدف از انفاق ساخته‌شدن خود انسان است یعنی این‌که انسان چیزی داشته باشد و از خود جدا کند و با این عمل مظهر رحمانیت پروردگار بشود. این کار نقش بزرگی در ساختن انسان دارد چراکه انسان در سایه گذشته‌ها، بخشش‌ها و ایثارها روحش روح انسانی می‌شود؛ و برای همین است که اسلام فقر و تهیدستی را اجازه نمی‌دهد و اسلام این را نمی‌پسندد که کسی بگوید من شخص قانعی هستم و به بادامی می‌سازم و نمی‌خواهم چیزی داشته باشم

شخصی که می‌تواند مال و ثروت داشته باشد بایستی تلاش کند و به دست بیاورد و با انفاق کردن مقداری از مال خود و جدا کردن آن مال از خود سبب رشد و پاکیزگی جان و روح خود بشود.(۲)

موفق باشید.

۱- بقره: ۳.

۲- مجموعه آثار شهید مطهری جلد ۲۶ ص ۱۲۶. 





نوع مطلب : اخلاق، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

این روزها تمام سخنها به انقلاب ختم می شود. سالگرد پیروزی انقلاب و همچنین رفتار زنان بی عفت و مردان بی غیرت خیابان انقلاب.

یکی از بهترین و باارزش‌ترین صفات انسانی غیرت است. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی فرمودند: «اِنَّ اللّه غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیور»(۱)، «خداوند متعال غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد». غیرت یعنی انسان نسبت به محترمات و حریمها و چیزهایی که مورد علاقهاش هست حساس باشد؛ نسبت به ناموسش بیتفاوت نباشد و اگر کسی خواست به حریم او تعرض کند، احساس مسئولیت کند و واکنش نشان بدهد. نسبت به میهنش بی‌تفاوت نباشد و این روزها روزهای خوبی است که انسان به فکر فرورود و ببیند چه جوانها‌ی زیبا و قشنگی که درراه پیروزی انقلاب در همین خیابان انقلاب به شهادت رسیدند که کشور و ناموس این مردم در امنیت و آسایش باشد و دست اجانب و خارجی‌ها را از این مملکت کوتاه شود اما عده‌ای هنجارشکن مزدور دشمنان شده و هر چه آن‌ها برای ما می‌نویسند و دیکته می‌کنند این عده معدود اجرا می‌کنند؛ اما درباره این افراد باید گفت:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست      عرض خود میبری و زحمت ما میداری (۲)

۱- الکافی طبع الاسلامیه ج ۵ ص ۵۳۵ باب الغیره.

۲- حافظ غزل: ۴۴۹.

موفق باشید.





نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

وقتی از اهل سنت سوال می کنیم که چرا ابوبکر جانشین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شد می گویند: مسئله انتخاب ابوبکر از روی نصوص بوده و آن نص بحث صلات ابوبکر بوده که وقتی پیامبر در بستر بیماری بودند و نتوانستند به مسجد بروند پیامبر ابوبکر را فرستاد که نماز بخواند و از آن نماز معنایش این است که او جانشین پیغمبر خواهد بود.

با توجه به این عقیده که برخی از اهل سنت معتقد بودند که خلافت ابوبکر منصوص بوده است همان‌طور این را شارح عقیده طحاویه یعنی ابن ابی العز حنفی در کتاب «شرح العقیده الطحاویه»(۱) این مطلب را نقل کرده که آن‌هایی که آمدند و بیعت کردند با ابوبکر نه از باب این‌که خود بیعت را طریق تعیین امام می‌دانستند شاید به خاطر همین نمازخواندن ابوبکر باشد.

در جواب این گونه افراد باید گفت که پیامبر در جنگ «تبوک» امیر المومنین علی (علیه السلام) را به جای خود فرمانده مدینه گذاشت؛ و این فرمانده یک شهر بودن که مهمتر است از چند روز امام جماعت بودن اگر اصل چنین مطلبی هم صحت داشته باشد.

موفق باشید.

۱- شرح العقیده الطحاویه: ص ۴۷۱- ۴۷۴.

 





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

می‌توان گفت همه مذاهب اسلامی اعم از شیعه و غیر شیعه اصل امامت را واجب و لازم می‌دانند اما در خصوصیت امامت و صفات و وظایف امام و طریق تعیین امام و ... اختلاف‌نظر دارند. اما اصل امامت و وجوب امامت موردقبول همگان است گرچه خوارج نهروان چند روزی با جمله: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ»(۱) خواستند بگویند امت اسلامی امام نیاز ندارد و سخن خدا ما را کفایت می‌کند اما چند روزی نگذشته بود که برای خودشان رهبر انتخاب کردند.

معتزله، اشاعره، ماتردیه، از مذاهب غیر شیعی و زیدیه، اسماعیلیه و امامیه از مذاهب شیعی همگان بر این‌که امامت امر لازم و واجبی است متفق الرأی هستند.(۲)

چرا همه مذاهب اسلامی اصل امامت را واجب و لازم می‌دانند؟

ازنظر عقلی دلیلی که هم متکلمان شیعی و غیر شیعی مطرح کرده‌اند از این قرار است:

در دین اسلام احکامی داریم که احکام فردی نیستند بلکه احکام اجتماعی اسلام است مثل‌اینکه امنیت جامعه اسلامی باید برقرار شود، مرزهای کشور اسلامی در مقابل هجوم بیگانگان باید پاسداری و حفظ شود و یا این‌که بیت‌المال مسلمین و اموال عمومی هم باید حفظ بشود و هم در مصارف خاصش بکار برود و مسائلی ازاین‌دست که احکام اجتماعی و عمومی است.  حال چه کسی باید این احکام را اجرا کند چون‌که از احکام فردی نیست که هرکسی مکلف به‌ انجام آن باشد؟ اگر بنا باشد همه مردم بخواهند برای حفظ این احکام اقدام کنند بدون اینکه نظم و نظامی بر پا باشد و بدون این‌که در رأس این نظام رهبری وجود داشته باشد این احکام اسلامی اجرا نخواهد شد یا به‌طور صحیح اجرا نخواهد شد.

همچنین حدود اسلامی برای برخی از گناهان مثل سرقت و تهمت و شرب خمر و ...چه کسی باید این حدود را اجرا کند اجرای این حدود نمی‌تواند به عهده خود مردم باشد و اگر خود مردم اجرا کنند این منجر به فساد و هرج‌ومرج و خونریزی و... می‌شود.

پس خلاصه برای اجرای احکام اجتماعی اسلام اولاً و حدود اسلامی ثانیاً نیاز است که کسی به‌عنوان امام همان‌طور که در زمان پیامبر این امور بر عهده پیامبر بود در زمان بعد از پیامبر بر عهده امام و جانشین اوست.(۳)

موفق باشید.

۱- شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۲ ص ۱۰۴.

۲- امامت در بینش اسلامی از ص ۴۸ تا ص ۵۵.

۳- کتاب امامت و بینش اسلامی ص ۶۱ و ۶۲





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

شاید شما تابه‌حال نام ابو عبیده جراح را نشنیده باشید. ابوعبیده در وقایع سیاسى ـ اجتماعىِ پس از پیامبر نقشى برجسته داشت. او به همراه ابوبکر و عمر سازنده جریان سقیفه بودند (۱) و كسى بود كه به‌احتمال بسیار، پیش از درگذشت رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) برنامه‌هایى را در جلسات مخفى، براى خلافت طراحى كرده بود.

ابن قتیبه دینوری می‌گوید: ابوعبیده جراح زنان و کنیزان بسیاری داشت و این زنان و کنیزان همیشه از وی فراری بودند. روزی تمام زنان و کنیزان را دورهم جمع کرد و از آن‌ها سؤال کرد که شما چرا از من فاصله می‌گیرید و به هر بهانه‌ای از من دور می‌شوید و فرار می‌کنید؟!

زنان از ترس کتک خوردن سکوت می‌کردند و چیزی نمی‌گفتند. تا این‌که ابوعبیده به آن‌ها امان داد و قول داد که به آن‌ها کاری نداشته باشد.

زنان به او گفتند: که شما هر وقت عرق می‌کنی بوی سگ می‌دهی. او حرف زنان خود را تصدیق کرد و گفت: حرف شما کاملاً درست است چراکه من وقتی کودک بودم مادرم به‌جای شیر خودش به من‌شیر سگ می‌داد: «ارضعتنی امی بالبن الکلب».(۲)

پس دور از انتظار نیست که کسی که شیر سگ بخورد از عاملان اصلی غصب خلافت امیر المومنین علی (علیه‌السلام) باشد.

 موفق باشید.

۱- تاریخ یعقوبى، ج۲، ص۱۲۳

۲- عیون الاخبار ج ۴ ص ۹۴.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

یکی از اشکالاتی که اهل سنت درباره امامت امیر المومنین می‌کنند این است که اگر امامت حق امیرالمومنین بود پس چرا ایشان دست به شمشیر نبرد و قیام نکرد با آن شجاعتی که آن حضرت در جنگ‌ها از خود نشان می‌دادند و کسانی هم بودند که او را یاری کنند.

پاسخ این اشکال: این است که وضعیت و شرایطی که مسلمانان و امت اسلامی در آن زمان یعنی زمانی که تازه پیامبر از دنیا رحلت نموده بودند سه خطر بزرگ امت اسلامی را تهدید می‌کرد دو خطر از بیرون و یکی از درون.

از درون وجود منافقان که متأسفانه تعدادشان هم کم نبود و بسیار موذیانه دنبال فرصت‌طلبی بودند که از شرایط استفاده کنند و به‌قول‌معروف از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و فتنه‌انگیزی کنند.

می‌دانید قرآن کریم در مورد منافقان درجاهای مختلفی سخن گفته است سوره‌ای حتی به نام سوره‌ی منافقین در قرآن کریم داریم.

در سوره توبه آیات زیادی در نکوهش و مذمت منافقین آمده است و این اهتمامی که خداوند متعال در مسئله منافقین دارد خود نشان‌دهنده‌ی خطری است که آن‌ها برای مسلمانان و امت اسلامی داشتند.

در بیرون هم به دلیل این‌که قدرت‌های بودند که منافع خود را با آرمان‌های مطرح‌شده توسط پیامبر اکرم و قرآن کریم و اسلام درخطر می‌دیدند سرسازشی نداشتند و در مقام توطئه بودند که شاخص‌ترین آن‌ها دو ابرقدرتی یکی ایران قبل از اسلام و دیگری روم. حال با توجه به چنین وضعیتی شما ملاحظه کنید اگر کسی به سرنوشت اسلام و مسلمین اهتمام داشته باشد و درواقع دلسوز باشد و دل‌نگران باشد و دغدغه اسلام و مسلمین را داشته باشد یقیناً شمشیر خود را غلاف خواهد کرد و قیام نخواهد کرد چراکه درگیری درونی در بین مسلمان‌ها سودش به جیب قدرت‌های شیطانی بیرونی و منافقین در درون می‌رفت و امیر المومنین علی (علیه‌السلام) فردی نبود که برای مصلحت‌های پایین‌تر مصالح مهم‌تر را نادیده بگیرند.

درست است که مسئله امامت مسئله بسیار مهمی است در این شکی نیست اما وقتی اساس اسلام باقی باشد یعنی با فرض بقای اسلام امامت عنصر بسیار مهمی است اما اگر وضعیت به‌گونه‌ای باشد که اساس اسلام و امت اسلامی درخطر باشد اینجا بایستی بر اساس قاعده اهم و مهم عمل کرد و امیر المومنین چنین کاری را انجام دادند.

اما این فرضیه که در آن شرایط افراد زیادی بودند که حضرت را یاری می‌کردند شواهد این فرض را تائید نمی‌کند برای اینکه در بعضی از نقل‌ها آمده است که من تأمل کردم در آن شرایط دیدم جزء اهل‌بیت من و عده‌ای از خواص کسی با من نیست.

شواهد تاریخی بیانگر این است که بعد از جریان سقیفه حضرت زهرای مرضیه (سلام‌الله علیها) و امیر المومنین می‌رفتند به خانه انصار و از آن‌ها یاری می‌خواستند اما متأسفانه آن‌ها جواب ندادند و عذر می‌آوردند که ما چون بیعت کرده‌ایم با ابوبکر به‌عنوان خلیفه پیغمبر حالا بیعت خود را نمی‌شکنیم. درحالی‌که بیعتی که پایه و اساسی نداشته باشد و کسی که منصوص است از جانب پیغمبر آمده است و از آن‌ها استنصار می‌کند علی‌القاعده بیعتی که خلاف این باشد ارزش و اعتباری ندارد.

و نکته دیگر این‌که مقایسه کردن دو شرایط باهم مقایسه صحیحی نیست شما ملاحظه کنید در زمان خلافت ظاهری امیر المومنین علی (علیه‌السلام) یعنی بعد از مارقین و قاسطین و ناکثین آنجا امامت امیر المومنین علاوه بر آن‌که منصوص بود موردپذیرش جمع کثیری از مردم هم واقع‌شده بود یعنی اکثریت قاطع آمده بودند با یک‌شور و اشتیاقی با آن حضرت بیعت کرده بودند همان‌طوری که خود امیر المومنین در خطبه شقشقیه خطبه سوم از نهج‌البلاغه فرموده است: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود النَّاصر و ما أخذ اللَّه سبحانه على العلماء أن لا یقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها »(۱).

امیر المومنین در این سخن انگشت‌بر روی وجود ناصر می‌گذارد این خود مفهوم روشنی دارد یعنی امروز من یار و یاور کافی دارم. امروز حجت بر من تمام است چون ناصر و یار وفادار دارم اما آن روز یعنی قبل از این حجتی نداشتم.

موفق باشید.

۱- آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین، شرح آقا جمال خوانسارى بر غررالحکم و درر الكلم - تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۶۶ ش.

 





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

یکی از اشکالاتی که اهل سنت درباره امامت و خلافت امیر المومنین دارند این است که اگر حقیقتاً بر امامت آن حضرت نص شرعی وجود می‌داشت می‌بایست برای استیفای حق امامت احتجاج می‌کردند با نصوص امامت با مخالفان به احتجاج برمی خواست و آن نصوص را ارائه می‌داد، اما امیر المومنین بعد از رحلت پیامبر هیچ اقدامی نکرد ازاینجا اهل سنت نتیجه گرفته‌اند که پس فرضیه وجود نصوص بر امامت امیر المومنین علی (علیه‌السلام) فرضیه‌ای قابل قبولی نیست.

پاسخ اولاً: در نخستین لحظات و ساعاتی که در سقیفه بنی ساعده عده‌ای جمع شدند تا در مسئله خلافت تصمیم‌گیری کنند امیر المومنین (علیه‌السلام) حضور نداشتند نه ایشان و نه کسانی که با ایشان هم‌رأی و هم‌نظر بودند که ایشان را طبق نصوص دینی اعتقاد به امامت آن حضرت داشتند.

وجه حضور نداشتن آن‌ها هم این بود که اولاً آن‌ها مشغول امر تجهیز پیامبر بودند و این را یک امر مهمی می‌دانستند. شخصیتی با آن عظمت و آن‌همه تلاش‌ها و کوشش‌ها برای جامعه بشری انجام داده شایسته نیست که هنوز بدن آن حضرت روی زمین است افرادی گرد هم بیایند در گوشه‌ای آن‌هم بدون اطلاع و آگاهی دیگران و خود درباره مسئله جانشینی پیامبر تصمیم‌گیری بکنند. علاوه بر این‌که آن‌ها با توجه به همان نصوصی که موردبحث ما است مانند نص حدیث غدیر و حدیث منزلت و ... به ذهنشان نمی‌آمد که باوجود چنین نصوصی و همچنین با آن سوابق درخشان امیر المومنین علی (علیه‌السلام) در تاریخ اسلام آن‌ها دست به چنین کاری بزنند اصلاً به ذهن کسی نمی‌آمد اگر هم فرض کنید چنین احتمالی قابل پیش‌بینی بود اما نه به آن شتاب‌زدگی و به آن سرعت.

اما در موارد دیگر ازنظر کتاب‌های تاریخی نقل‌شده است که هم خود امیر المومنین به نصوص امامتشان استدلال و احتجاج و هم یاران ایشان و ازجمله حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله علیها) که به حدیث غدیر و حدیث منزلت استشهاد نمودند که فرمودند: «أنسیتم‏ قول‏ رسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله) یوم غدیر خمّ: من كنت مولاه فعلیّ مولاه»(۱)

آیا شما سخن پیامبر در غدیر خم را فراموش کرده‌اید که پیامبر فرمود هرکس من مولی او هستم بعد از من علی مولا و سرپرست شما است.

و یا فراموش کردید که پیامبر فرمود: «أنسیتم‏ قول‏ رسول اللّه: (لعلیّ علیه السّلام) «أنت منّی بمنزلة هارون من موسى»(۲).

این احتجاج از حضرت صدیقه طاهره را بعضی از علمای اهل سنت نقل کرده‌اند ازجمله شمس‌الدین جرزی دمشقی شافعی در کتاب اسنی المطالب فی مناقب علی بن ابی طالب و علامه امینی (۳) نقل کرده است و خود امیر المومنین علی در جریان شورای ۶ نفره که از طرف عمر برگزیده‌شده بودند امیر المومنین (علیه‌السلام) به آن‌ها فرمود: «لَاحْتَجَجْتُ عَلَیْهِمْ بِمَا لَا یَسْتَطِیعُ‏ عَرَبِیُّهُمْ وَ لَا عَجَمِیُّهُمْ الْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ الْمُشْرِكُ تَغْیِیرَ ذَلِكَ‏ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَیُّهَا النَّفَرُ هَلْ فِیكُمْ أَحَدٌ وَحَّدَ اللَّهَ قَبْلِی قَالُوا اللَّهُمَّ لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِیكُمْ أَحَدٌ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی غَیْرِی‏».(۴)

موفق باشید.

۱- بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نورالله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال-الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام - ایران؛ قم، چاپ: دوم، ۱۳۸۲ ش.

۲- بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نورالله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال مستدرك سیدة النساء إلى الإمام الجواد - ایران؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ ق.

۳- الغدیر: ج ۱ ص ۱۹۶ و ص ۱۹۷

۴- ابنبابویه، محمد بن على، الخصال - قم، چاپ: اول، ۱۳۶۲ ش.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 بهمن 1396 :: نویسنده : علی اسماعیلی

سلام وقت بخیر:

می‌توان گفت همه مذاهب اسلامی اعم از شیعه و غیر شیعه اصل امامت را واجب و لازم می‌دانند اما در خصوصیت امامت و صفات و وظایف امام و طریق تعیین امام و ... اختلاف‌نظر دارند. اما اصل امامت و وجوب امامت موردقبول همگان است گرچه خوارج نهروان چند روزی با جمله: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ»(۱) خواستند بگویند امت اسلامی امام نیاز ندارد و سخن خدا ما را کفایت می‌کند اما چند روزی نگذشته بود که برای خودشان رهبر و جانشین انتخاب کردند.

معتزله، اشاعره، ماتردیه، از مذاهب غیر شیعی و زیدیه، اسماعیلیه و امامیه از مذاهب شیعی همگان بر این‌که امامت امر لازم و واجبی است متفق الرأی هستند.(۲)

آنچه ما در اینجا به آن می‌پردازیم و بررسی می‌کنیم ادله وجوب امامت است. یعنی چرا همه مذاهب اسلامی اصل امامت را واجب و لازم می‌دانند. هم دلایل عقلی بر وجوب امامت اقامه‌شده است هم ادله نقلی از قرآن و هم روایات.

ازنظر عقلی دو دلیل که هم متکلمان شیعی و غیر شیعی مطرح کرده‌اند از این قرار است:

۱- در دین اسلام احکامی داریم که احکام فردی نیستند بلکه احکام اجتماعی اسلام است مثل‌اینکه امنیت جامعه اسلامی باید برقرار شود، مرزهای کشور اسلامی در مقابل هجوم بیگانگان باید پاسداری و حفظ شود و یا این‌که بیت‌المال مسلمین و اموال عمومی هم باید حفظ بشود و هم در مصارف خاصش بکار برود و مسائلی ازاین‌دست که احکام اجتماعی و عمومی است.  حال چه کسی باید این احکام را اجرا کند چون‌که از احکام فردی نیست که هرکسی مکلف به‌ انجام آن باشد؟ اگر بنا باشد همه مردم بخواهند برای حفظ این احکام اقدام کنند بدون اینکه نظم و نظامی بر پا باشد و بدون این‌که در رأس این نظام رهبری وجود داشته باشد این احکام اسلامی اجرا نخواهد شد یا به‌طور صحیح اجرا نخواهد شد.

همچنین حدود اسلامی برای برخی از گناهان مثل سرقت و تهمت و شرب خمر و ...چه کسی باید این حدود را اجرا کند اجرای این حدود نمی‌تواند به عهده خود مردم باشد و اگر خود مردم اجرا کنند این منجر به فساد و هرج‌ومرج و خونریزی و... می‌شود.

پس خلاصه برای اجرای احکام اجتماعی اسلام اولاً و حدود اسلامی ثانیاً نیاز است که کسی به‌عنوان امام همان‌طور که در زمان پیامبر این امور بر عهده پیامبر بود در زمان بعد از پیامبر بر عهده امام و جانشین اوست.(۳)

برهان عقلی دیگر بر وجوب امامت این است که مردم عموماً به دلیل اینکه معصوم نیستند و ممکن است که دچار خطا و اشتباه شوند مخصوصاً افرادی همواره در جامعه بشری هستند که دنبال این می‌گردند تا مفاسد و زشتی‌ها در جامعه رواج پیدا بکند و درواقع منافع خودشان را از این طریق می‌خواهند برآورده بکنند پس وجود امام یعنی کسی که نظارت بر جامعه دارد نیکی و نیکوکاری‌ها را مدح می‌کند و زشتی‌ و تبهکاری‌ها را کنترل می‌کند و احیاناً درباره آن‌ها قوانینی که باید اجرا شود را اجرا می‌کنند درواقع نظارت امام و تشویق‌ها و توبیخ‌های او و مواخذه‌های او نقش تربیتی در جامعه دارد تا زمینه برای رشد و هدایت و صلاح جامعه فراهم بشود و این‌یک منفعت بزرگی برای جامعه دینی است نقطه مقابل اگر چنین نظارت و مراقبت و کنترلی برای جامعه نباشد عکس این قضیه رخ خواهد داد و فرصت برای شیاطین انس و جن فراهم می‌شود که مردم را در مسیر ضلالت بکشانند و سوق بدهند لذا نقش تربیتی امام نقش مهمی است و ازجمله متکلمینی که این استدلال را آورده است فخرالدین رازی در کتاب المحصل بنا بر نقل‌قول خواجه‌نصیرالدین طوسی در تلخیص المحصل است و درواقع می‌توان گفت این استدلال را با استدلال قبلی جمع‌بندی کنیم می‌توان تحت عنوان قاعده لطف قرار بدهیم و برای همین است که متکلمان شیعه وجود امام را مصداق لطف می‌دانند.

موفق باشید.

 ۱- شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۲ ص ۱۰۴

۲- امامت در بینش اسلامی از ص ۴۸ تا ص ۵۵.

۳- کتاب امامت و بینش اسلامی ص ۶۱ و ۶۲.

 





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام وقت بخیر:

یکی از شبهاتی که اهل سنت درباره‌ی امامت امیر المومنین می‌کنند این است که اگر در مسئله امامت نصی وجود می‌داشت همان‌طور که شیعیان معتقدند بر امیر المومنین (علیه‌السلام) مثلاً از جانب پیامبر بیان‌شده بود که ایشان عهده‌دار رهبری مردم بعد از پیامبر هستند خوب طبعاً پیامبر این را علناً مطرح می‌کرد و نباید در خلوت و پنهان و درگوشی باشد علی‌القاعده باید برای مردم بیان کرده باشد.

پس اگر چنین واقع ای رخ‌داده بود بایستی معروف و مشهور باشد اولاً در بین عموم مردم رواج و شهرت پیدا کند و ثانیاً چرا باید اختلاف واقع بشود نبایستی مورد اختلاف واقع بشود.

الآن ببینید مسلمانان در نمازهای پنج‌گانه در روزه ماه رمضان در زکات در حج خانه‌ی خدا و احکامی از این قبیل اختلافی ندارند اگر درباره امامت امیر المومنین علی (علیه‌السلام) چنین دستوری از خدای متعال یا پیغمبر اکرم رسیده بود دیگر نمی‌بایست یک عده‌ای بیایند و کسی دیگر را به‌عنوان جانشین پیامبر کاندید بکنند و با او بیعت بکنند.

اشکال بر این استدلال:

این استدلال ناتمامی است برای اینکه در مقایسه کردن امامت با مثل نماز و روزه و حج ... مقایسه صحیح نیست در مورد نماز انگیزه‌های سیاسی برای این‌که دستور اسلام نسبت به نماز گفته نشود و نقل نشود و در آن اختلافی به وجود بیاید وجود ندارد. زکات و حج و روزه و ... هم همین‌طور چون زمینه برای مقام و منصب و امامت و رهبری و ... وجود ندارد اما در مقوله امامت انگیزه‌ای قوی‌ای وجود دارد که کسانی درباره‌ی نصوص امامت یا آن‌ها را نقل نکرده باشند یا آن‌ها را تأویل برده باشند این زمینه کاملاً مطرح است حالا بخصوص اگر ما به سیره و رفتار برخی از صحابه پیامبر رجوع کنیم در زمان خود پیغمبر که این‌ها در بعضی از مسائل گر چه پیغمبر دستور داده بود اما یک‌جوری آن دستور پیامبر را از انجامش تعلل می‌کردند و در برخی موارد اظهارنظر می‌کردند.

که ازجمله این موارد می‌توان به‌مثل سپاه اسامه بن زید که پیامبر سپاهی را آماده کرد فرمانده را اسامه قرارداد درحالی‌که او جوان بود و گفت بروید مرزهای روم احیاناً اگر دشمن خواست هجمه کند به سرزمین اسلامی آن‌ها مقابله کنند خوب آن‌ها نرفتند.

شهرستانی می‌گوید پیغمبر فرمود: «جَهِّزُوا جَیْشَ‏ أُسَامَةَ لَعَنَ‏ اللَّهُ الْمُتَخَلِّفَ عَنْ جَیْشِ أُسَامَة»(۱).

خوب این دستور پیامبر را زیر پاک گذاشته و نه خلیفه اول رفت و نه خلیفه دوم. پیامبر در حال تب و مریضی بودگاهی از هوش می‌رفت و دوباره به هوش می‌آمد بازمی‌دید آن‌ها آنجا هستند فرمود که چرا نرفتید. عذر می‌آوردند که ما نگران حال شما هستیم و می‌خواهیم در این شرایط حساس در کنار شما باشیم و این‌یک توجیه و اجتهاد در مقابل نص بود.

یا در قضیه داستانی که در یک پنج‌شنبه‌ای که پیامبر قلم و دوات خواست که چیزی برای شما بنویسم که اختلاف نکنید خوب می‌دانید عمر گفت: که ما دیگر نیاز نداریم بر این‌که پیغمبر چیزی بنویسد کتاب الله ما را کافی است «حسبنا کتاب الله» حتی گفت: «ان الرجل لیهجر»(۲). آیا شما می‌توانید بگویید پیامبر هذیان می‌گوید. این‌ها در منابع دست‌اول اهل سنت آمده است.

۱- الملل و النحل لشهرستانی جلد ۱ ص ۳۰.

۲- همان.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 37 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :